داستان زن داداش هستی‌ داستان سکس کردن با زن داداش شهوتی

0 views
0%

داستان سکس کردن با زن داداش شهوتی

دوران بلوغ بدترین دوران زندگی من بود چون نه کسی بهم گفته بود چی میخاد بشه و چی میشه کم کم داشتم متوجه می شدم نکاه کردن به دخترا لذت بخشه و حال میده یه وقتایی به دخترا زل می زدم و بعد می فهمیدم یکی داره منونگا می کنه که چطور به دخترا زل میزنم خجالت می کشیدم و سعی می کردم دیگه نگاه نکنم و کلا هم احساس گناه می کردم تا کم کم حشریت بر من غلبه کرد و کیرم بر مغز و ایمانم غلبه می کرد دیگه به راحتی روی زنای فامیل شق می کردم و با دیدنشون لذت می بردم تا اینکه داداشم با زن داداشم اینا برای تعطیلات به خونه ی ما اومدن من به شدت تو کف زن داداشم بودم یه زن سی وسی ساله خوشگل و سفید با اندام متناسب که چادری هم بود و کاملا ادم محترمی بود منم عاشق سکس با زنای سن بالا و محترم بودم راستی اسمشم هستی جون بود یبار نصف شب بود که صدای اه اوه زن داداشم رو شنیدم که اینجوری بود اولش صداش کم بود بعدش بلند تر شد حدود سی ثانیه طول کشید اه اه اه اه اوووووه و بو اخرش یه جیغ خفه کشید و ساکت شد وبعدش اینقدر کیرم شق شد که هیچ چاره ای جز جق زدن نداشتم و نصف شبی رفتم و جقو زدم و بعدش هی به صدای اوه اوه فک می کردم و اون جیغ اخرش اوعععع که چقدر باحال بود اووخ چقدر قشنگ بود انواع اقسام پوزیشن ها رو برای خودم متصور می شدم فرداش کلا رفتم تو نخ اش هی نگاش می کردم هی به کونش نگا می کردم و می گفتم دیشب چ کیری رفته داخل اش و … صبح ام دیدم شرت و کرست اش رو پهن کرده کلا حشری شده بودم و وقتی از خونه بیرون رفتن منم رفتم با شرت و کرست های دیگه اش رو که تو چمدون بود جق زدم خیلی حال داد و به یکی از بهترین جق های زندگی ام تبدیل شد منم به کیرم گرفتم همه چیز رو میخاستم نماز بخونم روم نمی شد جلو خدا وایستم خخخخخ بعدش چند رو احساس می کردم خدا فراموش کرده و باز نماز می خوندم اخه اولش هی می گفتم نباید روی زن داداشم شق کنم خیلی با خودم درگیر بودم ولی بعد اون شب دیگه نمی شد بهش بی احساس باشم هر وقت از کنارم رد می شد سعی می کردم بهش بخورم و لذت ببرم حتی وقتی نزدیک هم بودیم دستم رو نزدیک اش می بردم مثلا پشت اش تا گرمای بدنش رو حس کنم و واقعا گرم بود و می رفتم تو رویا که چ میشه اگه لمس کنمش و بکنمش تا ..

تصمیم گرفتم هر جور شده سکس شون رو دید بزنم اقا تصمیم گرفتم از کنار در که یک سوراخ داشت و تا محل سکسگاه شون هههه فاصله ی پنج متری داشت سکس شون رو ببینم شب شد درست همون موقع لحظه شماری می کردم تا موقع اش بشه شب عید بود و فیلم های مخصوص عید رو نشون میداد منم رفتم تا دید سوراخ رو گشاد تر کرده بودم تا ببینم رفتم که شروع به دید زدن کنم داشتم داخل سوراخ رو نگا می کردم که یهو یا ابالفضل داداشم گوشی ام رو گرفت گفت اشغال داری دید میزنی چ گوهی داری میخوری منم من من می کردن اقا شوخی کردم خخخخ هیچی نشد داشتم تو سوراخ رو نگاه می کردم دیدم پرده افتاده هیچی دیده نمی شه من یه انتن رادیو از قبل اماده کردم بودم کردم تو سوراخ و در همون حال پرده رو کنار زدم دیدم بعله زن داداشم هستی خانم کنار داداشم دراز کشیدن و دارن فیم نگاه می کنن برقا خاموشه ومن هر چی میدیدم بخاطر لطف نور تلویزیون بود حقیقتش زاوایه به حدی تخمی بود که من تقریبا تا نزدیک سینشون می دیدم ن بیشتر می دیدم زن داداشم یه شلوار تنگ صورتی داره و کونشم قلمبه داره فیلم می بینه خلاصه منتظر شدم دیدم کاری نمی کنم و طبق محاسباتی که با خودم می کردم گفتم با توجه به اینکه دیشب سکس کردن فک نکنم امشب سکس کنن ولی خوشحال بودم که روزنه ای پیدا کردم برای شب های بعد تو همین فکرا بودم

که دیدم داداشم داره پاشو میمالونه به ساق پای زن داداشم و اخه داداشم از طرف من جلو تر از زن داداشم بود بعد کم کم مالش اش بیشتر شد و داشت با پاش شلوار زن داداشم رو تا زانوش بالا می کشید هی این کار رو با شدت بیشتری می کرد منم کیرم داشت شق می شد چ برسه به خودش یهو دیدم در یک اقدام هماهنگ که حاصل سالها تجربه و هماهنگی زوجین رو ب رخ می کشید پاهاشون رو در هم قفل کردن و از رو به رو همدیگرو بغل کردن و داشتن همدیگرو تو اغوش هم مالش میدادند قسمت بالا رو نمی تونستم ببینم اما صدای بوس کردن می امد کیرم بنده خدای من تا جای که می شد شق شده بود یهو داداشم از دستش رو برد زیر لباس هستی و سینه هاشو مالش میداد و بعدش خیلی سریع اقدام به در اوردن شلوتر صورتی زن داداشم کرد و اروم اروم در اورد یکم رفتن بالاتر دیگه ب زور دادشتم پایین تن شون رو می دیدم همون طوری زن داداشم به به پشت خوابید و داداشم رفت و شروع کرد به خوردن کوس اش داشت می خورد که صدای زن داداشم بلند شد اوه اه اووووه اه اه بعد داداشم کیرش رو گرفت یکم مالوند و کرد تو کوس اش و روی زن داداشم خوابید و تا خودش رو در حالت خوابیده هی فشار می داد زن داداشم داشت جیغ می زن اه اوه اه اه ویییی اه اه ویییی و صداش هی عمیق تر می شد و انگار از ته چاه داد می زنه و در همین حال صداش نازک تر می شد ویییی اوخخ اوخ اوخ اوووی پاهای سفید و محترم زن داداشم رو می دیدم که چطور تسلیم شدن داشت ادامه میداد که یهو زن داداشم جیغ کشید و ساکت شد و داداشم سریع خودش رو کنار کشید زن داداشم بلند شد و اومد طرف من موهاش بهم ریخته بود و کاملا موهای سیاهی داشت که خیلی حشری کننده بود وای خدای من کوس رو طرف من گرفتم قشنگ در یک متری من بود دستمال کاغذی برداش و کوس اش رو پاک کرد و رفت کنار داداشم دراز کشید منم تو همون حین جق زدم و این جق رکوردجق قبلی رو زد و شد بهترین جق زندگی ام منم وایستادم دیگه کاری نمی کنن ولی وایستادم تا پنج دقیقه بعد تلویزیون رو خاموش کردند تا من نامید بشم منم سرمست و خوشحال رفتم که صحنه ها رو مرور کنم و بخوابم.

From:
Date: September 27, 2018

Related videos

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *